بازم شهیون گردی
عزیزترینم سلام قربونت برم نازنینم که هر روز از روز قبل بزرگتر و عاقل تر میشی.گاهی وقتا یه کارایی میکنی که احساس میکنم با یه آدم بزرگ دارم حرف میزنم نه یا دختربچه ی 1 سال و چند ماهه.هر روز گه میگذره پیش خودم میگم واااااای دخترم بزرگ شده دیگه.یاد اولین باری می افتم که توی بیمارستان بغلت کردم و خدا رو با تمام وجودم شکر میکنم که یه دختر خوشگل و سالم مثل تو بهم داده.مرسی خدای مهربونم.دوست دارم

تقریبا آخر تعطیلات عید بود که عمو محسن همون مدرسه ای رو که توی شهیون گرفته بود دوباره گرفت و قرار شد آخر هفته بریم اونجا.اما این بار فقط ما بودیم و عمومحسن اینا و خواهر و مامان زن عمو اکرم.خوب بود خوش گذشت.هوا نسبت به سری قبل که رفته بودیم گرم تر شده بود اما باز هم از دزفول خنک تر بود.روی هم رفته خوب بود و فکر میکنم به تو هم خوش گذشت عزیزدلم



اینم کفشای خوشگل دخملی که خیلی دوسشون داره

اینجا هم کنار دریاچه ست و هستی جونم تازه از خواب بیدار شده

اینجا تازه رسیدیم خونه و مسافرت کوتاهمون تموم شده



بازم شهیون گردی
